‏نمایش پست‌ها با برچسب طنزواره ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طنزواره ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

معاشقه با وزير معزول!!!




به گزارش ایلنا همايش تجليل از 2 هزار پيشكسوت و رزمنده بسيجي وزارت نيرو به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار شد و در اين مراسم از تعدادي رزمندگان دوران دفاع مقدس تقدير به عمل آمد. همچنين از پرويز فتاح به پاس خدمات چهار ساله وي در وزارت نيرو با اهدا لوح تقدير شد.

فتاح در اين مراسم طي سخناني ضمن بيان اينكه مقام، پست و جايگاه براي انسان‌ها ماندگار نخواهد بود گفت: پست و جايگاه براي كسي كه در مسير امامان باشد ارزشي ندارد و هرگز نگران از دست رفتن جايگاه و مقام خود نخواهد بود.وي همچنين به شرح دعوت مجدد رئيس‌جمهوري از وي براي حضور در هيات دولت پرداخت و گفت: بعد ازوزارت خيلي به من پيشنهاد شد ولي من گفتم نه و مي‌خواهم همين راه را ادامه بدهم. آقاي رئيس‌جمهور وقتي به سفر نيويورك مي‌رفت از داخل هواپيما به من زنگ زد و نزديك به 15 دقيقه با هم صحبت كرديم.


فتاح ادامه داد: احمدي‌نژاد در اين گفت‌وگو به من گفت كه آقاي فتاح مي‌داني كه من تو را چقدر دوست دارم گفتم بله مي‌دانم و سپس وي ادامه داد مي‌خواهم در دولت بماني كه من در پاسخ به او گفتم اين راهي است كه رقم خورده پس اجازه بدهيد ما در همين مسير برويم.


وي افزود: اين مكالمه به پايان رسيد اما يك ساعت بعد پيغامي به من رسيد كه اين پيغام از سوي رئيس‌جمهور به خلبان پرواز از خلبان پرواز به برج مراقبت و از برج مراقبت به دفتر رياست‌جمهوري و سپس به من رسيد. رئيس‌جمهور در آن پيغام گفته بود كه آقاي فتاح دوست داريم بماني كه من مجددا گفتم دوست دارم كه در اين ميدان باشم...

۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

روایت ایرنایی!






خبرگزاری محترم ایرنا در گزارشی درباره نحوه برخورد تظاهرکنندگان با موسوی و کروبی نوشت: «مردم به خودروی میرحسین در راهپیمایی آسیب زدند». و نوشت: «محافظ کروبی گاز اشک‌آور پرت کرد».
اگر اوضاع همین‌طور پیش برود احتمالاً گزارش ایرنا در چهار سال آینده از راهپیمایی‌های روز قدس چنین خواهد بود.

سال اول
میرحسین موسوی که با خودروی شخصی‌اش در میان تظاهرکنندگان حضور پیدا کرده بود تا با خودرو به آنها بزند، وقتی دید موفق نمی‌شود با پراید از روی مردم رد بشود، دستی خودروش را کشید. کتش را
در آورد و با قفل فرمان به جان تظاهرکنندگان افتاد. مهدی کروبی هم نعلینش را در آورده بود و با آن توی دهن یک یک تظاهرکنندگان می‌زد.

سال دوم
میرحسین موسوی که طی سال گذشته به فراگیری فنون رزمی فول‌کنتاکت جوجیتسو پرداخته در روز قدس با قمه به میان تظاهرکنندگان آمد و همه را خط خطی کرد. کروبی هم پول‌هایی را که از شهرام جزایری گرفته بود به راکی و بروس‌لی و ترمیناتور و فرانکی و جومونگ داده بود و آنها را برای دعوا با خودش به تظاهرات آورده بود. اگر بچه‌های پایین نبودند، اوضاع خیلی خراب‌تر از این که هست می‌شد.

سال سوم
میرحسین موسوی و مهدی کروبی که در سال گذشته با استفاده از انواع سلاح‌های سرد و گرم و ولرم به صورت شبانه‌روزی به جان مردم افتاده‌اند و نصف بیشتر مردم حتی طرفداران خودشان را کشته‌اند، امسال نیز همزمان با روز قدس به میان تظاهرکنندگان آمدند و طی یک اقدام ضد بشری، الباقی مردم ایران را هم کشتند، بعد با کمال خونسردی در حالی که از نظر عمودی تا کمر در خون مردم بودند، به خانه‌هایشان برگشتند.

سال چهارم
دیروز همزمان با راهپیمایی روز قدس باز هم میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خیابان‌های شهر آمدند. این دو در حالی که تا دندان مسلح بودند در میدان انقلاب یکدیگر را ملاقات کردند. شهر خالی از سکنه را سکوتی محض فرا‌گرفته بود. باد خس و خاشاک را با زوزه‌ای عجیب جا به جا می‌کرد. یک بوته خشک خار در طول خیابان روی زمین قل می‌خورد. آن دو اسب‌هایشان را جلوی کافه بسته بودند و حالا در چشمان هم نگاه می‌کردند. باد تابلوی کافه را تکان می‌داد و صدای جیر جیر یکنواختی به گوش می‌رسید. این صدا در موسیقی «خوب، بد، زشت» ساخته انیور موریکونه گم می‌شد. هیچ کدام از دو مرد مسلح تکان نمی‌خوردند. سگ لاغر لنگی زوزه کشان از کنار آن دو گذشت و دور شد. آنها هنوز به هم چشم دوخته بودند.
کروبی: هی! میرحسین واسه چی اومدی توی خیابون؟
موسوی: ببین میتی! صد دفه گفتم تو باید از سر راه من بری کنار!
کروبی: هه! بشین بینیم بابا! تکون بخوری سوراخ سوراخت می‌کنم.
موسوی: اگه راست می‌گی اسلحه را کنار بذار. مث مرد بجنگ.
کروبی: باشه.
هر دو مرد سلاح‌هایشان را کنار می‌گذارند. هر کدام به اندازه یک وانت نیسان سلاح بغل دستشان تلنبار می‌کنند.
بعد به جان هم می‌افتند. گرد و خاک بلند می‌شود. دیگر نمی‌شود چیزی دید.

به قلم شهرام شکیبا
پ ن: کاریکاتور مرتبط هست اما نه خیلی!

۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

حاشیه های رای اعتماد!

همان گونه که انتظار داشتیم بیشتر وزرا از مجلس رای اعتماد گرفتند.

تنها سه گزینه ماند...

دو خانم که از اول هم پیدا بود که طعمه اند!

و علی آبادی که که بلیت بخت آزمایی احمدی نژاد بود...

در این میانه رای ناپلئونی محرابیان و میرکاظمی جالب به نظر می رسد...
حاشیه ها:
روز پنجشنبه مراسم رای گیری بصورت مستقیم از تلویزیون پخش می شد. در حالیکه وزرا در حال ریختن آراء خود به صندوق ها بودند میکروفون لاریجانی روشن مانده بود و برخی از شوخی های او بطور مستقیم پخش شد...

از جمله:
- آقا اگه کسی بگه تقلب شده می فرستیمش کهریزک!

- آقایون حواسشون باشه که زمان رای گیری تمدید نمیشه! بعد اعتراض نکنید...

- برای مناطق صعب العبور صندوق سیار بفرستید...


لاریجانی آدم زیرکی است و همه حرف هایش دو پهلوست.
می دانید که:
او اولین کسی بود که عصر جمعه 22 خرداد به مهندس موسوی تبریک گفت!

۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

من مهمم، چرا نمی فهمین!

وای که بریدم از خنده...
وزير پيشنهادي آموزش و پرورش با تكذيب اخبار منتشره در خصوص فعاليت وي در ستاد انتخاباتي موسوي گفت كه طرح اين شايعه در راستاي اختلاف افكني در جبهه اصولگرايان صورت گرفته است.

البته این یک اقدام در جهت جلب توجه دیگران و افزایش رزومه خبری است
وگرنه حتی بزهای افغانی که امروز گوشت شان بعنوان گوسفند ایرانی در بازار عرضه می شوند هم می دانند
کسی که در ستاد موسوی فعالیت داشته از سوی احمدی نژاد به عنوان وزیر معرفی نمی شود!!!
چه رسد به انسان ها!

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

هفته دولت


من توی دهن این دولت می زنم!

امام خمینی

۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

نظرسنجی آزاد و در عین حال سخت



مهارت های تست زنی...






هفته پیش مسافرتی به اصفهان داشتم.
از خشکی زاینده رود و پل های در حال تخریب آن، از گود برداری متعدد نقاط اصلی شهر برای پروژه مترویی که الان 13 سالگشت جشن کلنگ خود را جشن می گیرد!، از کسادی صنعت توریسم در شهری که روزگاری پاتوق خارجی ها شده بود و امروز معدن کارگران بیکار فصلی است تا خراب شدن اکوسیستم و از بین رفتن صفای اصفهان، زمامداری فرزند ملت می بارید! (از این جمله آخر می توانید – می با – را حذف کنید!)

یکی از روزها در حال قدم زدن در خیابان بودم که از سوی خانمی با قد 5/1 متر و پهنای 1 متر جهت یک نظر سنجی فراخوانده شدم. گفتم برای کجاست؟
گفت: صدا وسیما (البته هیچ نام و نشانی از صدا و سیما در فرم پرسشنامه نبود.)
گفتم: باشه!

سوال اول این بود: به نظر شما اعترافات عاملان اغتشاشات اخیر چقدر در روشن شدن اذهان مردم نقش داشت؟
من باید بین این 4 پاسخ یکی را انتخاب می کردم:
الف:خیلی زیاد ب: زیاد ج: به شرط تداوم زیاد د: به شرط تداوم خیلی زیاد
خیلی سخت بود انتخاب جواب از میان گزینه ها...
جو کنکور مرا گرفت. گفتم اول سوالاتی که مطمئنم جواب بدهم بعد برمی گردم به اونایی که باید فکر کنم...
گفتم سوال بعد را بپرسید اینو آخر جواب میدم...

سوال دوم این بود: رهبری در هنگام تنفیذ رای 24 میلیونی ملت به آقای دکتر احمدی نژاد، فرمودند عده ای از نخبگان در امتحان الاهی انتخابات مردود شدند. به نظر شما منظور ایشان چه کسانی بود؟
الف: میرحسین موسوی ب: مهدی کروبی ج: محمد خاتمی د: اکبر هاشمی رفسنجانی
یاد صحبت‌های معلم سال آخر دبیرستانم افتادم که می گفت باید بهترین و صحیح ترین پاسخ را انتخاب کنی!
هرکدام را که انتخاب می کردم موید عشقم به دکتر احمدی نژاد بود. گفتم سوال بعد را بپرسید اینو آخر جواب میدم...

سوال سوم: به نظر شما نشان دادن اعترافات چقدر در آگاهی بخشی و ارتقا امنیت جامعه موثر است؟
الف: هردو را یکسان بالا می برد ب: آگاهی مردم را بالا می برد ج: امنیت را بالا می برد د: آگاهی را بیشتر از امنیت بالا می برد
از ظاهر تست پیدا بود که باید یه چیزی بالا برود. لذا گزینه ای که بیشتر بالا می برد را انتخاب کردم.
اما وقتی خانم پرسشگر علامت زد منصرف شدم. اما دیر شده بود چون خانم پرسشگر گفت نمیشه دیگه انتخاب کردی...

از سوال چهارم تا سوال بیستم من فقط به سه تا سوال جواب دادم که فقط یکی از اونا تشریحی بود و من تونستم جواب دلخواهم را بدم؛ اونم تعریف موج سبز بود.

احساس می کردم نظر سنجی نیست بلکه یه امتحانه که من هیچی نخوندم...
شک نداشتم که می افتم!

سوال ها که تموم شد خانم پرسشگر سن و مدرک تحصیلی ام را پرسید...
وقتی گفتم 28 سال و فوق لیسانس سری تکان داد و با نهایت تاسف گفت: موفق باشید!

چقدر خجالت کشیدم. از نادانی خودم بدم آمد. چرا من باعث تاسف یک خانم 5/1 متری با 1 متر پهنا شده بودم.
خدایا مراببخش...